گوش کن...
از ته جاده ها صدای کسی میآید
صدای او که روزی خواهدآمد...
گوش کن...
از نگاه من تا ادراک تو کمی فاصله است...
گوش کن...
او خواهد آمد...
به امید ظهورش
و حضورپرمهرش
سلام حالتون چطوره...؟
شما رو نمی دونم اما من یکی که خیلی خوبم. حالا
میگم چرا...؟!تقریبا ۱۵ دقیقه ای میشه که از بیرون
برگشتم.برای امتحان رانندگیرفته بودم. ببینم بهم تبریک
نمی گین؟ آخه قبول شدم...! برای بار دومم بود.با خودم
می گفتم اگه این بار رو قبول نشم دیگه نمیرم اصلا بی
خیال گواهینامه میشم حالا نگو امروز که رفتم بعضی
ها بودن که برای بار نهم بود می اومدن واسه امتحان یا
واسه بارششم بود!خلاصه با دیدن این اوضاع بود که کلی
به خودم افتخار کردم خداییش جای افتخار هم داره دیگه...
مثلا امروز یه آقا پسری دفعه چهارمش بود با دیدن من
کلی خجالت کشیدبابا وقتی می گن دختر ها از پسرها
زرنگ ترند همینه دیگه...!
البته متاسفانه باید یک ماه صبر کنم تا گواهینامه ام برسه
آخه تا اون وقت بابا جونم ماشینش رو نمی ده تا باهاش برونم.
خوب دیگه باید برم یه کمی درس بخونم. راستی من
دانشجوی ترم ۱ روانشناسی هستم . رشته ام هم رو خیلی دوست
دارم.
مراقب خودتون باشید
وقتی از نگات می شه یه آسمون ستاره چید...
وقتی از دلت می شه به کهکشون ها پرکشید...
وقتی ازچشات می شه یه باغ پراز
گل های اطلسی رودید...
وقتی از صدات می شه عاشقی رو داد کشید...
وقتی از حس غریبت می شه مزه
با تو بودن رو چشید...
وقتی با تو می شه به جاده های زندگی رسید...
آره تو خود خود عشقی
شک ندارم...!

