برگرد...
در تاريك ترين لحظات زندگيم حضور تو، سايه روشني از عشق و اميد را در
دلم جوانه زد.
آمدي، اما... در همان فصل عاشقي مرا با نگاههاي چشم انتظارم تنها
گذاشتي و رفتي...
رقتي و دلم در نگاه اطلسي چشمانت منتظر ماند.
اي آشناي قلبم، اگر بخواهي سالها منتظرت بمانم، من باز هم با همان
دل ساده ام انتظارت را خواهم كشيد!
فقط تو برگرد نازنين دل شيشه اي ام...!!

